تبليغاتX
< شکستی دلمو به جرم دو ست داشتن تو
+| دوشنبه 1387/03/27ساعت 1:44 قبل از ظهر توسط امید تنها |

منو ببخش


ببخش اگر تنهات میذارم نازنین

واسه این شکسته دل جایی نمونده رو زمین

ببخش اگر ابری شده بازم چشام

میدونم تو نمیخوای غمو ببینی تو نگام

آخه خودت گفته بودی اینا همش یه بازی بود

یه بازی عاشقونه خنده به این قصه ها بود

میدونم باز نمیخوای بغض دلم رو وا کنم

نمیخوای گریه کنم بازی رو باز حاشا کنم

تو به من نگفته بودی جایی ندارم تو دلت

اسم من شوری نداره تو دل پر از شبت

واسه این میخوام برم چون دیگه لبخند ندارم

خنده و قصه و شادی واسه بازیت ندارم

منو ببخش اگر دارم نیمه این بازی میرم

به خدا دلم شکسته دارم از غم میمیرم

تو فقط یادت باشه زندگی بودی واسه من

نه یه بازی یا یه قصه دنیا بودی واسه من

هر کی بیاد تو زندگیت مثل من عاشق نمیشه

واسه دستای دلت نخ عروسک نمیشه

باشه باز بهم بخند بگو اینا یه قصه بود

واسه خندیدن تو یه بازی شیشه ای بود

سنگ صدای سخت من زد و این شیشه شکست

جونی نمونده بود واسم شیشه رو این غمم شکست

میدونم خسته شدی از این همه شکستگی

به خدا دارم میرم خسته شدم از خستگی

بازی دیگه تموم شده خدانگهدارت باشه

خدا نگهدارت واسه یه بازی دیگه باشه

+| دوشنبه 1387/03/27ساعت 1:41 قبل از ظهر توسط امید تنها |

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق.

 

که نامی بهتر از اینت ندانم.

 

وگر هر لحظه رنگی تازه گیری

 

به غیر از زهر شیرینت نخوانم.

 

تو زهری ,زهر گرم سینه سوزی.

 

تو شیرینی,که شور هستی از توست.

 

شراب جام خورشیدی که جان را,

 

نشاط از تو,غم از تو,مستی از توست.

 

به آسانی مرا از من ربودی.

 

درون کوره غم آزمودی.

 

دلم آخر به سرگردانیت سوخت.

 

نگاهم را به زیبایی گشودی

 

بسی گفتند:

 

دل از عشق برگیر!

 

که نیرنگ است وافسون است و جادوست

 

ولی...

 

ما دل به او بستیم و دیدیم

 

که این زهر است اما نوشداروست

 

مست زهر شیرین توام عشق من

+| شنبه 1386/12/18ساعت 10:9 بعد از ظهر توسط امید تنها |
گفت : مي خوام برات يه يادگاري بنويسم . گفتم:کجا ؟ گفت : رو قلبت . گفتم مگه مي توني ؟ گفت : آره سخت نيست ، آسونه. گفتم باشه .بنويس تا هميشه يادگاري بمونه. يه خنجر برداشت . گفتم اين چيه ؟ گفت : سيسسسسس. ساکت شدم . گفتم : بنويس ديگه ، چرا معطلي . خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت . دوست دارم ديوونه. اون رفته ، خيلي وقته ، کجا ؟ نمي دونم . اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده. دوست دارم ديوونه

چقدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت گرفت، و به جاش يه زخم هميشگي به قلبت هديه کرد. زل بزني و به جاي اينکه لبريز نفرت بشي ، حس کني هنوزم دوسش داري


عشقت را نصيب کسي کن که لايق آن باشد نه تشنه آن...زيرا هر تشنه اي روزي سيراب ميشود.....((شکسپير

چقدر سخت است گل آرزوهايت را در بغل ديگري ببيني و هزار باردر خودت بشكني و زير لب بگي گل من باغچه جديدت مبارك

+| پنجشنبه 1386/02/06ساعت 0:13 قبل از ظهر توسط امید تنها |
: نويسنده وبلاگ
اميد تنها
به کلبه تنها ي من  خوش اومدی
رو ز و رو زگار به كا متان
سكو تم از رضا يت نيست
دلم اهل شكا يت نيست
: با تشکر از
همه دوستان خوبم كه با نظرات منو ياري كردن
:و شمعي  در كلبه تنها ي من رو شن كر ديد
بازم به وبلاگ من سر بزنيد
* پــــــــــــــــا يـــــــــــا ن *
+| دوشنبه 1386/02/03ساعت 9:38 بعد از ظهر توسط امید تنها |

از هیاهوی واژه ها خسته ام..

 من سکوتم را

                                         از اوراق سپید آموختم

آیا سکوت روشن ترین واژه ها نیست؟

همیشه در سکوت مرگ را مجسم دیده ام!

آیا مرگ

                                          خونسردترین واژه ها نیست؟

تا چشم گشودم

                                            از چشم زندگی افتادم

شبی .... شاید همین امشب!!!

زیر نور یک واژه خواهم نشست

و نام خونسرد معشوقه ام را

                                            بر حواس پنجگانه ام

                                                                             خال خواهم کوفت...

و هم زمان

                                                پایین آخرین برگ دفتر خاطراتم

                                                                                   خواهم نوشت...

+| دوشنبه 1386/01/27ساعت 1:53 بعد از ظهر توسط امید تنها |

مشکل از سبک عراقی و خراسانی نیست      همه در قافیه عشق مصیبت دارند

+| دوشنبه 1386/01/27ساعت 1:16 بعد از ظهر توسط امید تنها |
زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش

واقعي است

 

زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش

دور مينداز

 

چقدر سخت است منتظر كسي باشي كه هيچ وقت فكر آمدن

نيست

 

بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش

مي‌كند را هم خوش بو مي‌كند

 

نگامي که خدا انسان را اندازه مي گيرد متر را دور ''قلبش '' مي

گذارد نه دور سرش

+| پنجشنبه 1386/01/23ساعت 11:38 بعد از ظهر توسط امید تنها |
سلا م

امید وارم در این واپسین لحظا ت سال ۱۳۸۵ هیچ کس هیچ غمی ندا شته با شد و همه شما دو ستان من با کسا نی که دو ستشان دارید به استقبا ل سا ل نو بر و ید (امین) و این سا ل جد ید را به شما و خا نو اده محتر متان تبر یک می گو یم و امید ان دارم که لحظه به لحظه سا ل نو برا یتان پر از شا دی و سرو ر و سلا متی  با شد و هر کس هر ارزو ی دارد به حر مت این شب مقد س که شب شها دت امام هشتم امام رضا هستش  بر سد و کسی نبا شد که با غم این سا ل را شروع کند من که دور از عزیزم هستم برای من هم دعا کنید شاد با شید و دیگران هم شا د کنید یا حق

+| سه شنبه 1385/12/29ساعت 0:50 قبل از ظهر توسط امید تنها |

کاش اینجا بودی

ومی توانستم گرمی دستانت را

در وسعت آسمان نیلگون

حس کنم

کاش اینجا بودی

و آغوشت را به رویم می گشودی

تا غم از وجودم رخت بربندد

کاش اینجا بودی

و پیکر نحیفم را

از پنجره گشوده چشمانت می دیدی

کاش اینجا بودی

و سایه های غم را

که بر رخوت تنم سایه فکنده

می دیدی

کاش اینجا بودی

آرزویی که باید کفن پوش گورش کنم

کاش اینجا بودی

و مرگ برگ سبزت را

در دژخیمان تند باد تنهایی می دیدی

و کاش

و کاش

و ای کاش

کاش بودی

تا با تو بگویم از عشق

هر آن زمان که می گفتیم

کاش اینجا بودی

و راوی وجودت را می دیدی

که رنجها و مصیبتها

زین روزگار نامیمون کشیده

کاش اینجا بودی

تا با تو بگویم از چکاوک

که چه زیباست

کاش اینجا بودی

+| جمعه 1385/12/25ساعت 6:49 قبل از ظهر توسط امید تنها |
آخرین نوشته ها
اين سایت را 
     صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS

دیدی دلم شکست!
دیوار دلم ترک خورد
زندگیم با دستان دختری از هم گسست
دختری که با رفتنش هوشم رو برد
ساخته هایم را خراب کرد
بهار را کشت پاییز را صدا زد
و آلاله آبی آسمان عشقم را سوزاند

طراح حرفه ای قالب های وبلاگ

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

:طراح قالب:
گالری قالب های زیبا و حرفه ای
POWERED BY
BLOGFA.COM

RSS


بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس


برو بالا